X
تبلیغات
نماشا
رایتل

روایت یک روز خاص

شنبه 21 اردیبهشت‌ماه سال 1392 01:10 ب.ظ نویسنده: پگاه چاپ

چندین ماه پیش بود. در پایتخت با دوستی قدم میزدم و راجع به برنامه های زندگی مان حرف میزدیم. گفتم خیال دارم تجربه جدیدی را در کاری داشته باشم . با تشویق هایش انگیزه هایم را چند برابر کرد برای پیگیری و انجام آن کار.

در همان حال و هوای گپ و گفتگو و در نزدیکی مقصدی که میخواستیم برویم ، پیامی آمد که مبلغی را واریز کنم برای شروع آن کار. دوباره راه را برگشتیم برای پیدا کردن عابر بانک مورد نظر.

نزدیک ظهر بود و هوای پایتخت ابری و تازه باران خورده و پاک. عابر بانک را پیدا کردیم و در انتظار ایستادیم تا دو نفری که جلومان بودند کارشان تمام شود. کارت را از کیفم در آوردم و در حین بستن زیپ کیف ، گوشه ناخن انگشت اشاره ام گرفت به زیپ کیف و پوستش کنده شد. وارسی اش نکردم آن لحظه و هنگامی که داشتم رمز کارت را وارد میکردم دکمه های زیر انگشتم خونی شدند. دستمالی در آوردم و دکمه ها پاک کردم و دستمالی دیگر را پیچیدم دور انگشتم. باید مبلغ مورد نظر برای جابه جایی را وارد میکردم. مکث کردم. سرم را برگرداندم و به دوستم که عقب تر ایستاده بود و با گوشی اش ور میرفت نگاهی انداختم. حرف هایش را مرور کردم و برنامه های خودم را. مبلغ را وارد کردم و انتقال انجام شد . . .

در راه رفتن به مقصد بودیم که پرسید: " نمیخوای چسب بزنی بهش؟" دستمال را باز کردم و گفتم :" چیزی نیست. هوا بخوره بهش زودتر خوب میشه." خون ماسیده بود دور ناخنم.

گفتم:" فکر کنم راه سختی در پیش دارم !" ایستاد . گفت :" داشتم به همین فکر میکردم که شاید این اتفاق باید منصرفت میکرد از انجام این کار ولی به چی فکر کردی که انجامش دادی؟" گفتم :" شاید زیادی خوش بینم . . ." و ذوق کردم از داشتن دوستی این همه جزئی نگر!

حالا هم حس میکنم به هوای تازه نیاز دارم تا زودتر خوب شوم !!!


پ.ن : آن روز ، یکی از بهترین و خاص ترین روزهای همه عمرم بود با کلی خاطره ی ناگفته ! یادش بخیر .

نظرات (2)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل (پنهان میماند) :
وب/وبلاگ :
متن نظر :
امتیاز: 0 0
مهشید
پگاه جان ، نوشته هات رو میخونم ولی نمیدونم چی بگم ، فقط یه آه میاد بیرون و بقیش میمونه تو دلم . نمیدونم این که رفتی تو لاک خودت خوبه یا نه ؟ دلم میخواد بیای بیرون ! تا دل تو چی بخواد ؟!
امتیاز: 0 0